رده بندى بر مبناى ساخت معنايى

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سادگى منشها

منشهای علمی

زبان كودكانه

زبان علمى

منشهاى شعرگونه

نبرد منشهای شعرگونه و علمی با یکدیگر


اثر بر ساير منشها

الف)‌منش خودكامه
ب)‌منشهاى روادار


مجرای انتقال منشها


منشهای نوشتی و نانوشتنی

منشها و حافظه هاى غيرعصبى


شیوه تکثیر منش در مجاری ارتباطی


منشها و مخاطبانشان


ت( مخاطب: منشها را مى توان بر مبناى تعداد، تخصص، و زمان مندى مخاطبانشان رده بندى كرد. برخى از منشها كه معمولا ساده اند و از راهبرد كمى براى تكثير استفاده مىكنند، مى توانند در مغز مخاطبان زيادى جايگير شوند. لايه بندى اجتماعى مخاطبان منشها، و طبيعتِ مخاطبانى كه حامل بالقوه شان محسوب مى شوند، معيارى است كه به ويژه در هنر براى رده بندى منشها كاربرد دارد. در حوزه ى هنر، منشها را بسته به اين كه مخاطبشان همه ى مردم، آدمهاى مرتبط با مراكز قدرت سياسى، يا آدمهاى مرتبط با روند توليد منشهاى هنرى باشند، به سه نوعِ هنر تودهاى، بورژوايى و نخبه گرا تقسيم مى كنند.


اين تقسيم بندى سه گانه را مى توان در مورد ساير حوزه هاى فرهنگى هم به كار گرفت يعنى چنين مى نمايد كه مى توان مخاطبان منشها را به سه گروهِ عمده تقسيم كرد. آنهايى كه خودشان هم به شكلى در فرآيند توليد منشهاى مشابه درگير هستند، آنهايى كه به دليل ارتباط با قدرت سياسى ارزيابىشان براى تكثير منش اهميت دارد، و آنهايى كه هيچكدام از دو ويژگى يادشده را ندارند و عامه ى مردم را تشكيل مىدهند. علم، هنر، و اخلاقِ وابسته به هر يک از اين سه گروه مخاطب، با برچسب نخبه گرا -روشنفكرانه، سياسى- دولتى و عاميانه- توده اى از هم تفكيک مى شوند.


مثلا علم عاميانه آن علمى است كه براى مخاطبانى كه شبكه ى معنايى شان شكلى هنجارين و عادى دارد توليد مى شود و ساختارى ساده تر از منشهاى رايج ميانِ دانشمندان دارد. منشهايی كه توسط متخصصان و براى متخصصان توليد مىشوند منشهاى علمىِ نخبه گرا را بر مى سازند، كه بخش اصلى پيكره ى علمِ كلاسيک را هم تشكيل مى دهد. از سوي ديگر علمى كه در پيوند با ساختارهاى قدرت سياسى توليد مىشود، بيشتر از جنبه ى حفظ سلطه و ثبات ساخت قدرت اهميت دارد. يک مقاله ى تخصصى علمى را مى توان نمونه اى از علم نخبه گرا دانست، و يک پروژه ى فنى- عمرانى يا نظامى، علمى دولتى- سياسى است.

در مورد اخلاق هم مى توان چنين گفت. منشهاى اخلاقى عاميانه، آن آداب و سنن و رسومى هستند كه در كل اليههاى جمعيت رواج دارند و ساختى سادهتر از نظريهىهاى پيچيدهى فلسفهى اخالق دارند، كه توسط متخصصان علم اخالق، براى همتايانشان توليد مىشود. اخالق سياسى- دولتى هم آن هنجارهايى است كه از سوى نهادهاى حكومتى و سياسى براى ثبات ساختار جامعه سودمند تشخيص داده مىشود و توسط نهادهاى سلطه ترويج مىگردد. چنان كه آشكار است، منشهاى عاميانه، نخبهگرا و سياسى از راهبردهاى متفاوتى براى تكثير استفاده مىكنند. منشهاى تودهاى از راهبرد كمى استفاده مىكنند و با ساده و همهفهم شدن در مدتى كوتاه كل جمعيت را درمىنوردند. منشهاى نخبهگرا خصلت خودارجاعى دارند و با وجود محدود ماندنِ جمعيت مخاطبشان، اين امكان را پيدا میكنند كه در چرخههايى بازگشتى از تبادالت معنايى تشديد شوند و پيچيدگى درونى خود را افزايش دهند و به آرامى در جامعه نشو و نما يابند. اين منشها، در واقع، از راهبرد كيفى استفاده مىكنند. منشهاى سياسى از راه تغيير شكلِ ساخت معنايىشان با پويايى قدرت در جامعه همسو مىشوند و با قرار گرفتن در رسانهها و مجاري ارتباطیِ قدرتمدار خود را تكثير مىكنند. آنها بسته به موقعيت مىتوانند از هر يک از راههاى كمى و كيفى بهره ببرند، اما راهبرد كمى و تكثير سريع از مجراى دستگاههاى تبليغاتى متمركز بيشتر در ميانشان رايج است. حال، كارگزارِ اين مجراى تبليغاتى مىتواند يک جارچى ممالک فخيمهي قاجار باشد يا گويندهى شبكهى بىبىسى. به اين