اندركنش ميان منشها: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۲: خط ۲۲:
[[معانى تنشزا]]
[[معانى تنشزا]]


[[تابو]]




در بيشتر جوامع، منشهاى سركوبگرِ خاصى براى پاسدارى از
گرانيگاههاى معنايى تخصص يافتهاند كه آنها را تابو يا حرمت مىنامند.
تابوها اشاره و بحث در مورد معانى غايى را به امرى ناشايست، خطرناک، و
ناخوشايند تبديل مىكنند و به اين ترتيب شرايط ارتباطى را به شكلى
تنظيم مىكنند كه قالبهاى منشهاى مربوط به اين معانى - به جز
معدود مواردِ هنجارشده - كارآيى خود را از دست بدهند و از توليد قدرت/
لذت/ بقا در حامالنشان محروم شوند.
اين طرد معانى تنشزا از زندگى روزانهى افراد عادى در هر دو سطح
روانى و اجتماعى نمود مىيابد. سركوب منشهاى ترديدبرانگيز و شكاكانه،
باعث تداوم آرامشخاطرِ ناشى از منشهاى هنجارين مىشود. اين
منشهاى هنجارين، معناهايى رسمى، بىخطر براى ساخت سلطه، و
پذيرفتهشده توسط عامهى مردم را به اين گرانيگاهها نسبت مىدهند.
ناگفته پيداست كه اين منشهاى هنجارين، به دليل سرشت تودهايِ
مخاطبشان، ساختارى ساده و معنايی كممايه دارند.
پرداختن به اين معانى غايى و پروردن منشهايى كه تفاسيرى متفاوت
از حالت هنجار را در موردشان ارائه دهند، در افراد به صورت تنش روانى و
سردرگمى درک مىشود. اگر اين حالت روانى ناخوشايند براى مهار كردن
توليد منشها در اين زمينه كافى نباشد، برچسبهايى مانند ديوانه، بيمار،
تبهكار و كافر به فرد نسبت داده مىشود و به اين ترتيب منشهاى
خطرناک توليدشده به دليل محروم ماندن از معيارهاى ارج و اعتبارِ جاري
در جامعه، از دور رقابت حذف مىشوند.
در سطح جامعهشناختى، با سانسور نهادينه و مشخصترى روبهرو  
در سطح جامعهشناختى، با سانسور نهادينه و مشخصترى روبهرو  
هستيم. تمام چيزها، رخدادها و كاركردهايى كه با اين مفاهيم تنشزا در  
هستيم. تمام چيزها، رخدادها و كاركردهايى كه با اين مفاهيم تنشزا در  

نسخهٔ ‏۲۳ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۵:۳۳

رقابت؛ جوهره تکامل


انتخاب طبیعی قابل تحویل شدن نیست

ذن محصول همزیستی دو منش متفاوت

جوک و شایعه، حاصل رابطه انگلی منشها

منشهای سرکوبگر چگونه عمل می کنند؟

سطح فرهنگى بالاترین سرعت جهش را دارد

منشهاى سانسورچى

معانى تنشزا


تابو


در سطح جامعهشناختى، با سانسور نهادينه و مشخصترى روبهرو هستيم. تمام چيزها، رخدادها و كاركردهايى كه با اين مفاهيم تنشزا در ارتباط هستند، بايد به شكلى در بخشهاى حاشيهاى و جداشده از باقىِ پيكر جامعه تبعيد شوند و ساماندهیشان به كارگزارانى نامرئى و مطرود محول گردد. به عنوان مثال، در جوامع امروزين تنشزا بودنِ مفهوم مرگ