رده بندى بر مبناى ساخت معنايى: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۵: خط ۳۵:




ت( مخاطب: منشها را مى توان بر مبناى تعداد، تخصص، و زمان مندى مخاطبانشان رده بندى كرد.
برخى از منشها كه معمولا ساده اند و از راهبرد كمى براى تكثير استفاده مىكنند، مى توانند در مغز مخاطبان زيادى جايگير شوند. لايه بندى اجتماعى مخاطبان منشها، و طبيعتِ مخاطبانى كه حامل بالقوه شان محسوب مى شوند، معيارى است كه به ويژه در هنر براى رده بندى منشها كاربرد دارد. در حوزه ى هنر، منشها را بسته به اين كه مخاطبشان همه ى مردم، آدمهاى مرتبط با مراكز قدرت سياسى، يا آدمهاى مرتبط با روند توليد منشهاى هنرى باشند، به سه نوعِ هنر تودهاى، بورژوايى و نخبه گرا تقسيم مى كنند.




اين تقسيم بندى سه گانه را مى توان در مورد ساير حوزه هاى فرهنگى هم به كار گرفت يعنى چنين مى نمايد كه مى توان مخاطبان منشها را به سه گروهِ عمده تقسيم كرد. آنهايى كه خودشان هم به شكلى در فرآيند توليد منشهاى مشابه درگير هستند، آنهايى كه به دليل ارتباط با قدرت سياسى ارزيابىشان براى تكثير منش اهميت دارد، و آنهايى كه هيچكدام از دو ويژگى يادشده را ندارند و عامه ى مردم را تشكيل مىدهند. علم، هنر، و اخلاقِ وابسته به هر يک از اين سه گروه مخاطب، با برچسب نخبه گرا -روشنفكرانه، سياسى- دولتى و عاميانه- توده اى از هم تفكيک مى شوند.


 
ث( شيوهى انتشار: منشها را بر حسب الگوى تكثير شدنشان در جمعيت
مثلا علم عاميانه آن علمى است كه براى مخاطبانى كه شبكه ى معنايى شان شكلى هنجارين و عادى دارد توليد مى شود و ساختارى ساده تر
مىتوان به دو دستهى منشهاى عمودى و افقى تقسيم كرد. منشهاى  
از منشهاى رايج ميانِ دانشمندان دارد. منشهايی كه توسط متخصصان و براى متخصصان توليد مىشوند منشهاى علمىِ نخبه گرا را بر مى سازند، كه بخش اصلى پيكره ى علمِ كلاسيک را هم تشكيل مى دهد. از سوي ديگر علمى كه در پيوند با ساختارهاى قدرت سياسى توليد مىشود، بيشتر از جنبه ى حفظ سلطه و ثبات ساخت قدرت اهميت دارد. يک مقاله ى تخصصى علمى را مى توان نمونه اى از علم نخبه گرا دانست، و يک پروژه ى فنى- عمرانى يا نظامى، علمى دولتى- سياسى است.
افقى، آنهايى هستند كه در زمانى كوتاه از يک كنشگر به كنشگر ديگرِ
 
همنسلش انتقال میيابند و به سرعت در كل جامعه پراكنده مىشوند.  
در مورد اخلاق هم مى توان چنين گفت. منشهاى اخلاقى عاميانه، آن
راهبرد اين منشها معموالً كمى است، اما نمونههاى كيفى هم در ميانشان
آداب و سنن و رسومى هستند كه در كل اليههاى جمعيت رواج دارند و
ديده مىشود. منشهاى افقى در مكان بسط مىيابند و مرزهاى جغرافيايى
ساختى سادهتر از نظريهىهاى پيچيدهى فلسفهى اخالق دارند، كه توسط
را درمینوردند. مبناى تكثير منشهاى افقى، مىتواند هنجار، گروه مرجع،
متخصصان علم اخالق، براى همتايانشان توليد مىشود. اخالق سياسى-
يا تصادف باشد.
دولتى هم آن هنجارهايى است كه از سوى نهادهاى حكومتى و سياسى
منشهايى كه از راه هنجار به طور افقى منتقل مىشوند، آنهايى هستند
براى ثبات ساختار جامعه سودمند تشخيص داده مىشود و توسط نهادهاى
كه صرفاً به دليل زياد بودن تعدادشان در اعضاى جامعه توسط مخاطبان
سلطه ترويج مىگردد.
جديد پذيرفته مىشوند. اين هنجارها در هر زيرگروه اجتماعى به طور
چنان كه آشكار است، منشهاى عاميانه، نخبهگرا و سياسى از
جداگانه تعريف مىشوند و به اين ترتيب در صنف نانوايان، بچه هاي فالن
راهبردهاى متفاوتى براى تكثير استفاده مىكنند. منشهاى تودهاى از
محله، يا طبقهي كارگر، منشهاى هنجاري وجود دارد كه بر مبناي توزيع
راهبرد كمى استفاده مىكنند و با ساده و همهفهم شدن در مدتى كوتاه كل
آمارياش تشخيص داده میشود. تنها عاملى كه جايگير شدن منشهاى
جمعيت را درمىنوردند. منشهاى نخبهگرا خصلت خودارجاعى دارند و با  
هنجارين را در ذهن مخاطب ممكن مىسازد، برخورد با افراد ديگرى است
وجود محدود ماندنِ جمعيت مخاطبشان، اين امكان را پيدا میكنند كه در  
كه حامل آن منش خاص هستند. مدهاى اجتماعى - كه مىتوانند در هر
چرخههايى بازگشتى از تبادالت معنايى تشديد شوند و پيچيدگى درونى
زيرگروه اجتماعى تفاوت داشته باشند - نمونهاى از اين منشها هستند.
خود را افزايش دهند و به آرامى در جامعه نشو و نما يابند. اين منشها، در  
گروه مرجع، كنشگرانى اجتماعی هستند كه نقش جذبكنندهى
واقع، از راهبرد كيفى استفاده مىكنند. منشهاى سياسى از راه تغيير شكلِ
معنايى را براى ساير اعضاى آن جامعه بازى مىكنند و رفتارشان به عنوان
ساخت معنايىشان با پويايى قدرت در جامعه همسو مىشوند و با قرار
الگوى بهينهى رفتار مورد پذيرش و تبليغ قرار مىگيرد. گروه مرجع در  
گرفتن در رسانهها و مجاري ارتباطیِ قدرتمدار خود را تكثير مىكنند. آنها
جوامع سنتى از حكيمان، پيشوايان دينی، ثروتمندان، يا نخبگان سياسى
بسته به موقعيت مىتوانند از هر يک از راههاى كمى و كيفى بهره ببرند، اما
تشكيل میشد. در جوامع مدرن تمايز و تخصصى شدن نقشها چنان شدت
راهبرد كمى و تكثير سريع از مجراى دستگاههاى تبليغاتى متمركز بيشتر
گرفته است كه عالوه بر اين موارد، افرادى با نقشِ تخصصىِ گروه مرجع هم
در ميانشان رايج است. حال، كارگزارِ اين مجراى تبليغاتى مىتواند يک
پديدار شدهاند. اين افراد هنرپيشهها يا خوانندگانى هستند كه در  
جارچى ممالک فخيمهي قاجار باشد يا گويندهى شبكهى بىبىسى. به اين
منشهايی متفاوت )ترانه، فيلم، و...( همچون مرجعِ نقشهايی متنوع نمايان

نسخهٔ ‏۲۲ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۵

سادگى منشها

منشهای علمی

زبان كودكانه

زبان علمى

منشهاى شعرگونه

نبرد منشهای شعرگونه و علمی با یکدیگر


اثر بر ساير منشها

الف)‌منش خودكامه
ب)‌منشهاى روادار


مجرای انتقال منشها


منشهای نوشتی و نانوشتنی

منشها و حافظه هاى غيرعصبى


شیوه تکثیر منش در مجاری ارتباطی


منشها و مخاطبانشان



ث( شيوهى انتشار: منشها را بر حسب الگوى تكثير شدنشان در جمعيت مىتوان به دو دستهى منشهاى عمودى و افقى تقسيم كرد. منشهاى افقى، آنهايى هستند كه در زمانى كوتاه از يک كنشگر به كنشگر ديگرِ همنسلش انتقال میيابند و به سرعت در كل جامعه پراكنده مىشوند. راهبرد اين منشها معموالً كمى است، اما نمونههاى كيفى هم در ميانشان ديده مىشود. منشهاى افقى در مكان بسط مىيابند و مرزهاى جغرافيايى را درمینوردند. مبناى تكثير منشهاى افقى، مىتواند هنجار، گروه مرجع، يا تصادف باشد. منشهايى كه از راه هنجار به طور افقى منتقل مىشوند، آنهايى هستند كه صرفاً به دليل زياد بودن تعدادشان در اعضاى جامعه توسط مخاطبان جديد پذيرفته مىشوند. اين هنجارها در هر زيرگروه اجتماعى به طور جداگانه تعريف مىشوند و به اين ترتيب در صنف نانوايان، بچه هاي فالن محله، يا طبقهي كارگر، منشهاى هنجاري وجود دارد كه بر مبناي توزيع آمارياش تشخيص داده میشود. تنها عاملى كه جايگير شدن منشهاى هنجارين را در ذهن مخاطب ممكن مىسازد، برخورد با افراد ديگرى است كه حامل آن منش خاص هستند. مدهاى اجتماعى - كه مىتوانند در هر زيرگروه اجتماعى تفاوت داشته باشند - نمونهاى از اين منشها هستند. گروه مرجع، كنشگرانى اجتماعی هستند كه نقش جذبكنندهى معنايى را براى ساير اعضاى آن جامعه بازى مىكنند و رفتارشان به عنوان الگوى بهينهى رفتار مورد پذيرش و تبليغ قرار مىگيرد. گروه مرجع در جوامع سنتى از حكيمان، پيشوايان دينی، ثروتمندان، يا نخبگان سياسى تشكيل میشد. در جوامع مدرن تمايز و تخصصى شدن نقشها چنان شدت گرفته است كه عالوه بر اين موارد، افرادى با نقشِ تخصصىِ گروه مرجع هم پديدار شدهاند. اين افراد هنرپيشهها يا خوانندگانى هستند كه در منشهايی متفاوت )ترانه، فيلم، و...( همچون مرجعِ نقشهايی متنوع نمايان