رده بندى بر مبناى ساخت معنايى: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
[[سادگى منشها]]
[[سادگى منشها]]


[[منشهای علمی]]
[[منشهای علمی]]
خط ۷: خط ۵:
[[زبان كودكانه]]
[[زبان كودكانه]]


[[زبان علمى]]


زبان علمى، در واقع، زيرسيستمى از دستگاه نشانه- معناى زبانى است،
منشهاى شعرگونه؛ با اين همه، زبان كودکنماى علمى تنها شيوهى
كه منشهايى با حجم اطالعاتى بسيار زياد، شفافيت معنايى باال، و توافق
صورتبندي منشها نيست. راهبرد دومى هم وجود دارد كه با كم كردن
پذيرى چشمگير را صورتبندي میكند. در نتيجه، شبكهاى توسعهيابنده از
تعداد واژگان و باال بردن تراكم ارتباطات بيناواژگانى همراه است. اين راهبرد
منشهاى علمى در درون اين فضاي نمادين رشد و نمو كردهاند. اين
زيرمجموعهاى از منشها را در بر میگيرد كه حالتى استعارى، مبهم و  
منشها در دو قرن گذشته قدرت تكثير بسيار زيادى به دست آوردهاند و  
شاعرانه دارند.
بخش مهمى از سپهر فرهنگ را در جوامع پيشرفتهتر اشغال كردهاند. اين  
كم بودن تعداد عناصر معنايى به كار گرفتهشده در اين منشها به بسط
زمينهي نمادين از يكسو با منشهاى فنآورانه - و عقالنيت ابزارىِ وبرى -
دامنهى معنايشان مىانجامد و اين همان عاملى است كه از سويى
پيوند خورده و آنها را در دل خود جذب كرده، و از سوى ديگر حوزهى علم
ارتباطات درونى غنى و چندسويه را ممكن مىسازد، و از سوى ديگر - به
را به مرتبهى تنها زمينهى ممكن براى توافق بينافردى در جوامع پيچيدهى
كمک همين عامل نخست - ابهام و چندمعنايى منش را رقم مىزند.
مدرن بركشيده است.  
منشهاى شعرگونه از واحدهاى معنايى پيچيده )واژگانى مبهم( تشكيل
در نتيجه دو كاركرد عمدهى چيرگى انسان بر طبيعت، بر ديگرى، و بر
شدهاند، اما خودشان سادهتر از منشهاى گاه غولآساى علمى هستند، و  
»من« )يعنی كنشهاى فنآورانه( و توافق بيناذهنى بر سر معانى پايهى
فاقد سلسلهمراتب بسيار و شاخههاي انبوهِ آنان هستند. نظريههاي علمی
زيستجهانِ آدميان به تدريج در اين عرصه متراكم شده است. اين امر به
میتوانند ميان شماري نامتناهی از منشهاي كوچک و روشن و دقيق
تحويل شدن دو حوزهى ديگر )اخالق و هنر( به حوزهى علم انجاميده، و  
همنشينی و تركيب ايجاد كنند، اما در مورد منشهاي مبهمِ شعرگونه
براى منشهاى علمى ادعاى تماميتى هستىشناختى رابه ارمغان آورده
چنين امكانی وجود ندارد. هر چه ابهام و تراكمِ ارجاعهاي درونیِ ميان
است. اين همان چيزى است كه توسط نويسندگان معاصر بسيار مورد نقد
نمادها در يک منش شعرگونه بيشتر باشد، معنايی بيش از پيش مستقل و
قرار گرفته است. اما در واقع چيزى جز پيامد طبيعى پيكربندى معنا در
235 نظامهاي نمادينِ كودكانه- علمى نيست. شناخت تکساحتىِ ماركوزه
،
تصويرگونگى جهان و تجاوز چارچوب تكنولوژيک به هستى در آثار
، و سيطرهى روش بر حقيقت در آثار گادامر 236 هايدگر
با وجود زمينهى

نسخهٔ ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۰:۳۴

سادگى منشها

منشهای علمی

زبان كودكانه

زبان علمى

منشهاى شعرگونه؛ با اين همه، زبان كودکنماى علمى تنها شيوهى صورتبندي منشها نيست. راهبرد دومى هم وجود دارد كه با كم كردن تعداد واژگان و باال بردن تراكم ارتباطات بيناواژگانى همراه است. اين راهبرد زيرمجموعهاى از منشها را در بر میگيرد كه حالتى استعارى، مبهم و شاعرانه دارند. كم بودن تعداد عناصر معنايى به كار گرفتهشده در اين منشها به بسط دامنهى معنايشان مىانجامد و اين همان عاملى است كه از سويى ارتباطات درونى غنى و چندسويه را ممكن مىسازد، و از سوى ديگر - به كمک همين عامل نخست - ابهام و چندمعنايى منش را رقم مىزند. منشهاى شعرگونه از واحدهاى معنايى پيچيده )واژگانى مبهم( تشكيل شدهاند، اما خودشان سادهتر از منشهاى گاه غولآساى علمى هستند، و فاقد سلسلهمراتب بسيار و شاخههاي انبوهِ آنان هستند. نظريههاي علمی میتوانند ميان شماري نامتناهی از منشهاي كوچک و روشن و دقيق همنشينی و تركيب ايجاد كنند، اما در مورد منشهاي مبهمِ شعرگونه چنين امكانی وجود ندارد. هر چه ابهام و تراكمِ ارجاعهاي درونیِ ميان نمادها در يک منش شعرگونه بيشتر باشد، معنايی بيش از پيش مستقل و