چیرگی - غلبه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «اصل چیرگی: من و دیگری هنگام اندرکنش با یکدیگر همواره با نوعی نابرابری در میزا...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
اصل چیرگی: من و دیگری هنگام اندرکنش با یکدیگر همواره با نوعی نابرابری در میزان قدرت  
===اصل چیرگی===
روبهرو هستند. این نابرابری به تفاوت در ویژگیهای منحصر به فرد من و دیگری، ناهمزوریِ نیروهای جاری  
من و دیگری هنگام اندرکنش با یکدیگر همواره با نوعی نابرابری در میزان [[قدرت]] روبه رو هستند.  
در درون و بیرون هر من، و ناهمسانیِ قلبمِ تولید شده توسط هرکس مربوط میشود. در این شرایط  
این نابرابری به تفاوت در ویژگیهای منحصر به فرد من و دیگری، ناهمزوریِ نیروهای جاری در درون و بیرون هر من، و ناهمسانیِ [[قلبمِ]] تولید شده توسط هرکس مربوط میشود.  
خواستهای واگرا و متفاوتِ من و دیگری، بر یکدیگر فشار وارد میآورد و کردار من و دیگری بر رفتار هم  
این شرایط خواست های واگرا و متفاوتِ من و دیگری، بر یکدیگر فشار وارد می آورد و کردار من و دیگری بر رفتار هم تأثیر گذارده، و آن را تعیین می کند.  
تأثیر گذارده، و آن را تعیین میکند. برآیندی که از تماس نیروهای من و دیگری حاصل میشود، در قالب  
برآیندی که از تماس نیروهای من و دیگری حاصل میشود، در قالب برتری یکی بر دیگری نمود می یابد.  
برتری یکی بر دیگری نمود مییابد. یعنی من یا دیگری، بر دیگری تأثیری بیشتر گذاشته و الگوی رفتاری  
یعنی من یا دیگری، بر دیگری تأثیری بیشتر گذاشته و الگوی رفتاری طرف مقابل را بیشتر تعیین می کند.  
طرف مقابل را بیشتر تعیین میکند. این بدان معناست که طرفِ برتر از قدرت بیشتری برخوردار است و  
این بدان معناست که طرفِ برتر از قدرت بیشتری برخوردار است و خواست خویش را با وجود تداخل نیروهای بیرونی بیشتر برآورده میسازد.  
خواست خویش را با وجود تداخل نیروهای بیرونی بیشتر برآورده میسازد. برتری به دو شکلِ چیرگی یا  
برتری به دو شکلِ چیرگی یا غلبه نمود مییابد.
غلبه نمود مییابد.
 
 
==='''توهم غلبه'''===
* هنگامی رخ میدهد که قدرتِ طرفِ برتر [[فضای حالت]] امکاناتِ پیشاروی طرفِ مقابل را چروکیده و محدود سازد و از دامنه ی گزینه های پیشاروی وی بکاهد و او را به رفتاری که مطلوب خودش است وادار نماید.
* این کار معمولا با تهدید به رنج یا وعده ی [[لذت]] انجام می پذیرد و رفتار دیگری را بدون توجه به خواست های وی و هویت او دستکاری می کند.
 
 
==='''[[تله]] ی [[ايندرَه]]'''===
:من بدون توجه به خواست دیگری، رفتار وی را تعیین می کند و برای انجام این کار به اعمال زور و ایجاد نیرویی اجبارآمیز دست می یازد.
 
 
==='''[[راهبرد]] [[اوپَرتات]]'''===
* من به جای محدود ساختن شمار گزینه های دیگری، به [[آرمان - هدف - برنامه - نقشه|خواست]] وی توجه می کند، فضای حالت رفتاری وی را گسترش می دهد و شمار گزینه های وی را به قدری زیاد می کند که برخی از رفتارهای مطلوب که در امتداد خواستِ او هستند و در ضمن مورد نظر من هم هستند در دسترس وی قرار گیرند. 
* به این ترتیب من با درآمیختن خواست خود با دیگری و توانمندتر ساختن وی رفتار وی را تعیین می کند و با یاری رساندن به او برای دستیابی به خواستِ درونزادش، رفتاری را راه اندازی می کند که مطلوبِ خود نیز هست. 
* در این حالت من بر دیگری '''چیره''' شده است.
 
 
==='''پرسش'''===
* چرا رواج آماریِ غلبه تا این پایه زیاد است و چرا چیرگی کمیاب می نماید؟
* راهبردِ چیرگی را چگونه میتوان در شرایط بحرانی و موقعیتهایی که کرداری باید به سرعت انجام شود، به کار برد؟
* آیا میتوان به جای غلبه بر دیگران، همواره چیره بود؟
* قلبم در من به هنگام چیره بودن بیشتر افزایش می یابد یا غالب بودن؟
 
 
==='''تمرین'''===
* رفتارهای غلبه آمیز یا چیره گرانه ی خود را تفکیک کنید و در مورد محتوای قلبمِِ هریک داوری کنید.
* یک رابطه ی مبتنی بر غلبه را به چیرگی تبدیل سازید

نسخهٔ ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۴۶

اصل چیرگی

من و دیگری هنگام اندرکنش با یکدیگر همواره با نوعی نابرابری در میزان قدرت روبه رو هستند. این نابرابری به تفاوت در ویژگیهای منحصر به فرد من و دیگری، ناهمزوریِ نیروهای جاری در درون و بیرون هر من، و ناهمسانیِ قلبمِ تولید شده توسط هرکس مربوط میشود. این شرایط خواست های واگرا و متفاوتِ من و دیگری، بر یکدیگر فشار وارد می آورد و کردار من و دیگری بر رفتار هم تأثیر گذارده، و آن را تعیین می کند. برآیندی که از تماس نیروهای من و دیگری حاصل میشود، در قالب برتری یکی بر دیگری نمود می یابد. یعنی من یا دیگری، بر دیگری تأثیری بیشتر گذاشته و الگوی رفتاری طرف مقابل را بیشتر تعیین می کند. این بدان معناست که طرفِ برتر از قدرت بیشتری برخوردار است و خواست خویش را با وجود تداخل نیروهای بیرونی بیشتر برآورده میسازد. برتری به دو شکلِ چیرگی یا غلبه نمود مییابد.


توهم غلبه

  • هنگامی رخ میدهد که قدرتِ طرفِ برتر فضای حالت امکاناتِ پیشاروی طرفِ مقابل را چروکیده و محدود سازد و از دامنه ی گزینه های پیشاروی وی بکاهد و او را به رفتاری که مطلوب خودش است وادار نماید.
  • این کار معمولا با تهدید به رنج یا وعده ی لذت انجام می پذیرد و رفتار دیگری را بدون توجه به خواست های وی و هویت او دستکاری می کند.


تله ی ايندرَه

من بدون توجه به خواست دیگری، رفتار وی را تعیین می کند و برای انجام این کار به اعمال زور و ایجاد نیرویی اجبارآمیز دست می یازد.


راهبرد اوپَرتات

  • من به جای محدود ساختن شمار گزینه های دیگری، به خواست وی توجه می کند، فضای حالت رفتاری وی را گسترش می دهد و شمار گزینه های وی را به قدری زیاد می کند که برخی از رفتارهای مطلوب که در امتداد خواستِ او هستند و در ضمن مورد نظر من هم هستند در دسترس وی قرار گیرند.
  • به این ترتیب من با درآمیختن خواست خود با دیگری و توانمندتر ساختن وی رفتار وی را تعیین می کند و با یاری رساندن به او برای دستیابی به خواستِ درونزادش، رفتاری را راه اندازی می کند که مطلوبِ خود نیز هست.
  • در این حالت من بر دیگری چیره شده است.


پرسش

  • چرا رواج آماریِ غلبه تا این پایه زیاد است و چرا چیرگی کمیاب می نماید؟
  • راهبردِ چیرگی را چگونه میتوان در شرایط بحرانی و موقعیتهایی که کرداری باید به سرعت انجام شود، به کار برد؟
  • آیا میتوان به جای غلبه بر دیگران، همواره چیره بود؟
  • قلبم در من به هنگام چیره بودن بیشتر افزایش می یابد یا غالب بودن؟


تمرین

  • رفتارهای غلبه آمیز یا چیره گرانه ی خود را تفکیک کنید و در مورد محتوای قلبمِِ هریک داوری کنید.
  • یک رابطه ی مبتنی بر غلبه را به چیرگی تبدیل سازید