رده بندى بر مبناى ساخت معنايى: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶: خط ۱۶:


[[منش خودكامه]]
[[منش خودكامه]]
منش خودكامه، در افراطى ترين بيان، آن منشى است كه حضور هيچ منش ديگرى را در مغزِ حامل خود تحمل نكند. ناگفته پيداست كه اين  
 
تعريف فرضى است و هيچ منشى با اين درجه از خودكامگى وجود ندارد، اما قصدمان از تعريف چنين منشى، نشان دادن حالتى حدى از اندركنشمنشها با هم است.
 
دستور منش خودكامه طوري است كه گذشته از تشويقِ حامل براي
[[منشهاى روادار]]
تكثير كردن خودش، تكثير ساير منشها را مهار مىكند. منش خودكامهى
در سوى ديگرِ اين طيف منشهاى روادار قرار میگيرند، كه معموالً از
مطلق، منشى است كه مىكوشد تا تنها همانندساز سپهر فرهنگى باشد.
نوع علمى هستند و به دليل شفافيت ساخت درونى و محتواى اطالعاتى
با توجه به اين كه سپهر فرهنگى شبكهاى از منشهاى متداخل در هم
زيادشان زاويههاي بسياري را براى مفصل شدن با ساير منشها در اختيار
است و سطح روانشناختى هم تنها با درونى شدن بخشی از اين شبكه
دارند. اين منشها معموالً بسامد تكثير منشهاى همسايهشان را چندان
پايدار مىماند، هيچ منش خودكامهى مطلقى در انسانهاى سالم وجود
دستكارى نمىكنند و بيشتر در صدد تشكيل گونههاى دورگه و منشهاى
ندارد. شايد شيزوفرنى كاتاتونيک حاد و حالت تفكر اجبارى و تكرارى در آن
داراى معناهاى تركيبى هستند تا منحصر كردن مغز حامل به خود.
را بتوان به عنوان حالتى تجربى از حضور منشهاى خودكامهى خطرناک
پ( مجراى انتقال: تمام منشها از راه كنش متقابل اجتماعى منتقل
پذيرفت. آن داستانِ بورخس كه در آن انديشهي يک سكهي عادي تمام
مىشوند. در جوامع نانويسا، حضور يک منش تنها در هنگام مخابره شدنش
فضاي ذهنی راوي را اشغال میكند هم میتواند شكلی ادبی و خالقانه از  
قابل لمس است. منشهاى اين جوامع، تنها به يكى از دو حالتِ نيمهفعال -
منش خودكامه دانسته شود.
در مغز حامل - و فعال - در مجراى ارتباطى - حضور داشتهاند.
اما معموالً منشها رفتاري تحملپذيرتر را در قبال ساير منشها از خود
با پيدايش خط، شكل سومى از صورتبندي منشها پديدار شد كه  
نشان مىدهند. خودكامهترين منشهايى كه در افراد سالم عادى ديده
مىتوان آن را حالت غيرفعال ناميد. تا پيش از پيدايش خط، تنها بخشی ا
مىشوند، معموالً شعرگونه و ناخودآگاه هستند و منجر به بروز حالتى
شهودى و اشراقى ناگهانى مىشوند كه در نتيجهى آن شبكهاى پيچيده ا

نسخهٔ ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۱:۱۹

سادگى منشها

منشهای علمی

زبان كودكانه

زبان علمى

منشهاى شعرگونه

نبرد منشهای شعرگونه و علمی با یکدیگر


اثر بر ساير منشها

منش خودكامه


منشهاى روادار در سوى ديگرِ اين طيف منشهاى روادار قرار میگيرند، كه معموالً از نوع علمى هستند و به دليل شفافيت ساخت درونى و محتواى اطالعاتى زيادشان زاويههاي بسياري را براى مفصل شدن با ساير منشها در اختيار دارند. اين منشها معموالً بسامد تكثير منشهاى همسايهشان را چندان دستكارى نمىكنند و بيشتر در صدد تشكيل گونههاى دورگه و منشهاى داراى معناهاى تركيبى هستند تا منحصر كردن مغز حامل به خود. پ( مجراى انتقال: تمام منشها از راه كنش متقابل اجتماعى منتقل مىشوند. در جوامع نانويسا، حضور يک منش تنها در هنگام مخابره شدنش قابل لمس است. منشهاى اين جوامع، تنها به يكى از دو حالتِ نيمهفعال - در مغز حامل - و فعال - در مجراى ارتباطى - حضور داشتهاند. با پيدايش خط، شكل سومى از صورتبندي منشها پديدار شد كه مىتوان آن را حالت غيرفعال ناميد. تا پيش از پيدايش خط، تنها بخشی ا