رده بندى بر مبناى ساخت معنايى: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[سادگى منشها]] | [[سادگى منشها]] | ||
[[منشهای علمی]] | [[منشهای علمی]] | ||
| خط ۷: | خط ۵: | ||
[[زبان كودكانه]] | [[زبان كودكانه]] | ||
[[زبان علمى]] | |||
زبان | منشهاى شعرگونه؛ با اين همه، زبان كودکنماى علمى تنها شيوهى | ||
كه | صورتبندي منشها نيست. راهبرد دومى هم وجود دارد كه با كم كردن | ||
تعداد واژگان و باال بردن تراكم ارتباطات بيناواژگانى همراه است. اين راهبرد | |||
زيرمجموعهاى از منشها را در بر میگيرد كه حالتى استعارى، مبهم و | |||
منشها در | شاعرانه دارند. | ||
كم بودن تعداد عناصر معنايى به كار گرفتهشده در اين منشها به بسط | |||
دامنهى معنايشان مىانجامد و اين همان عاملى است كه از سويى | |||
ارتباطات درونى غنى و چندسويه را ممكن مىسازد، و از سوى ديگر - به | |||
را | كمک همين عامل نخست - ابهام و چندمعنايى منش را رقم مىزند. | ||
منشهاى شعرگونه از واحدهاى معنايى پيچيده )واژگانى مبهم( تشكيل | |||
شدهاند، اما خودشان سادهتر از منشهاى گاه غولآساى علمى هستند، و | |||
فاقد سلسلهمراتب بسيار و شاخههاي انبوهِ آنان هستند. نظريههاي علمی | |||
میتوانند ميان شماري نامتناهی از منشهاي كوچک و روشن و دقيق | |||
همنشينی و تركيب ايجاد كنند، اما در مورد منشهاي مبهمِ شعرگونه | |||
چنين امكانی وجود ندارد. هر چه ابهام و تراكمِ ارجاعهاي درونیِ ميان | |||
نمادها در يک منش شعرگونه بيشتر باشد، معنايی بيش از پيش مستقل و | |||
نسخهٔ ۲۱ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۰:۳۴
منشهاى شعرگونه؛ با اين همه، زبان كودکنماى علمى تنها شيوهى صورتبندي منشها نيست. راهبرد دومى هم وجود دارد كه با كم كردن تعداد واژگان و باال بردن تراكم ارتباطات بيناواژگانى همراه است. اين راهبرد زيرمجموعهاى از منشها را در بر میگيرد كه حالتى استعارى، مبهم و شاعرانه دارند. كم بودن تعداد عناصر معنايى به كار گرفتهشده در اين منشها به بسط دامنهى معنايشان مىانجامد و اين همان عاملى است كه از سويى ارتباطات درونى غنى و چندسويه را ممكن مىسازد، و از سوى ديگر - به كمک همين عامل نخست - ابهام و چندمعنايى منش را رقم مىزند. منشهاى شعرگونه از واحدهاى معنايى پيچيده )واژگانى مبهم( تشكيل شدهاند، اما خودشان سادهتر از منشهاى گاه غولآساى علمى هستند، و فاقد سلسلهمراتب بسيار و شاخههاي انبوهِ آنان هستند. نظريههاي علمی میتوانند ميان شماري نامتناهی از منشهاي كوچک و روشن و دقيق همنشينی و تركيب ايجاد كنند، اما در مورد منشهاي مبهمِ شعرگونه چنين امكانی وجود ندارد. هر چه ابهام و تراكمِ ارجاعهاي درونیِ ميان نمادها در يک منش شعرگونه بيشتر باشد، معنايی بيش از پيش مستقل و