شفافیت: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(صفحهای جدید حاوی «==='''نخست: شفافیت'''=== از آن هنگام که ارسطو ساختارهای ادبی و نظامهای زبانی را به...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
==='''نخست: شفافیت'''=== | ==='''نخست: شفافیت'''=== | ||
از آن هنگام که ارسطو ساختارهای ادبی و نظامهای زبانی را به عنوان تقلید کنندگان و بازنمایندگانِ روشن و شفاف جهان طبیعت معرفی کرد، به این توهم در میان اندیشمندان و عوام دامن زد که زبان، ساختاری است که تصویری دقیق و روشن از جهان خارج را پیش چشمان ما تصویر میکند. مبنای این پیشفرض آن است که رابطه ای میان [[دال -مدلول|دال و مدلول]] وجود دارد که از جنس [[ارجاع]] امری زبانی به مضمونی خارجی و طبیعی است. بر اساس این پیشفرض، رابطه ی دال و مدلول رابطه ای سرراست، روشن، شفاف، و پایدار است. به عبارت دیگر، هر واژه با مفهومی که به آن ارجاع میدهد اتصالی ناگسستنی، پایدار و طبیعی دارد. از اینرو، بسیاری از واژگان زبان مادری ما به گمانمان به شکلی بدیهی و آشکار با مضمون و موضوعِ ارجاعِ خود پیوند خورده. | * از آن هنگام که [[ارسطو]] ساختارهای ادبی و نظامهای زبانی را به عنوان تقلید کنندگان و بازنمایندگانِ روشن و شفاف جهان طبیعت معرفی کرد، به این توهم در میان اندیشمندان و عوام دامن زد که زبان، ساختاری است که تصویری دقیق و روشن از جهان خارج را پیش چشمان ما تصویر میکند. | ||
* مبنای این پیشفرض آن است که رابطه ای میان [[دال -مدلول|دال و مدلول]] وجود دارد که از جنس [[ارجاع]] امری زبانی به مضمونی خارجی و طبیعی است. بر اساس این پیشفرض، رابطه ی دال و مدلول رابطه ای سرراست، روشن، شفاف، و پایدار است. | |||
در اصل، اتصال میان دال و مدلول اتصالی لق و سیال است. هر دال به مجموعه ای از مدلولها و دامنه ای از آنها در موقیعت های گوناگون اشاره میکند و مدلولها برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد، نه از جهان خارج و محیط طبیعی، که از تمایزهای درونی پیکره ی زبان ناشی میشوند<br /> | * به عبارت دیگر، هر واژه با مفهومی که به آن ارجاع میدهد اتصالی ناگسستنی، پایدار و طبیعی دارد. از اینرو، بسیاری از واژگان زبان مادری ما به گمانمان به شکلی بدیهی و آشکار با مضمون و موضوعِ ارجاعِ خود پیوند خورده. | ||
====توهم شفافیت==== | |||
* پژوهشهای جاری در زمینهی «زبانشناسیِ مقایسه ای» و تحلیل هایی که در مورد بافتهای زبانیِ پیچیده تر مانند متنهای ادبی انجام گرفته، نشان میدهد که '''ایمان به رابطه ای سرراست و روشن میان دال و مدلول، افسانه ای پیش پاافتاده و عامیانه است که واقعیت ندارد'''. | |||
* در اصل، اتصال میان دال و مدلول اتصالی لق و سیال است. | |||
* هر دال به مجموعه ای از مدلولها و دامنه ای از آنها در موقیعت های گوناگون اشاره میکند و مدلولها برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد، نه از جهان خارج و محیط طبیعی، که از تمایزهای درونی پیکره ی زبان ناشی میشوند | |||
<br /> | |||
<br /> | <br /> | ||
<br /> | <br /> | ||
نسخهٔ ۱۰ فوریهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۰۳:۲۶
نخست: شفافیت
- از آن هنگام که ارسطو ساختارهای ادبی و نظامهای زبانی را به عنوان تقلید کنندگان و بازنمایندگانِ روشن و شفاف جهان طبیعت معرفی کرد، به این توهم در میان اندیشمندان و عوام دامن زد که زبان، ساختاری است که تصویری دقیق و روشن از جهان خارج را پیش چشمان ما تصویر میکند.
- مبنای این پیشفرض آن است که رابطه ای میان دال و مدلول وجود دارد که از جنس ارجاع امری زبانی به مضمونی خارجی و طبیعی است. بر اساس این پیشفرض، رابطه ی دال و مدلول رابطه ای سرراست، روشن، شفاف، و پایدار است.
- به عبارت دیگر، هر واژه با مفهومی که به آن ارجاع میدهد اتصالی ناگسستنی، پایدار و طبیعی دارد. از اینرو، بسیاری از واژگان زبان مادری ما به گمانمان به شکلی بدیهی و آشکار با مضمون و موضوعِ ارجاعِ خود پیوند خورده.
توهم شفافیت
- پژوهشهای جاری در زمینهی «زبانشناسیِ مقایسه ای» و تحلیل هایی که در مورد بافتهای زبانیِ پیچیده تر مانند متنهای ادبی انجام گرفته، نشان میدهد که ایمان به رابطه ای سرراست و روشن میان دال و مدلول، افسانه ای پیش پاافتاده و عامیانه است که واقعیت ندارد.
- در اصل، اتصال میان دال و مدلول اتصالی لق و سیال است.
- هر دال به مجموعه ای از مدلولها و دامنه ای از آنها در موقیعت های گوناگون اشاره میکند و مدلولها برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد، نه از جهان خارج و محیط طبیعی، که از تمایزهای درونی پیکره ی زبان ناشی میشوند