رده بندى بر مبناى ساخت معنايى: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[سادگى منشها]]
'''[[سادگى منشها]]'''


[[منشهای علمی]]
[[زبان كودكانه]]
[[زبان علمى]]
[[منشهاى شعرگونه]]
[[نبرد منشهای شعرگونه و علمی با یکدیگر]]
'''[[اثر بر ساير منشها]]'''
: الف)‌[[منش خودكامه]]
: ب)‌[[منشهاى روادار]]




[[منشهای علمی]]
'''[[مجرای انتقال منشها]]'''
 
 
[[منشهای نوشتی و نانوشتنی]]
 
[[منشها و حافظه هاى غيرعصبى]]


[[شیوه تکثیر منش در مجاری ارتباطی]]


زبان كودكانه، به دليل تازه كار بودن مغز كودک و تجربه ي اندكش در استفاده از رمزگانِ زبانى، چنين ساختارى دارد. در ابتداى كار هم تعداد واژگان در كودک كم است و هم تعداد روابط، و تا چند سال، با وجود افزايش سريع تعداد واژگان، روابط درونى همچنان ساده باقى مى ماند. در واقع سرعت رشد روابط درونى زبان نسبت به عناصر آن به قدرى كم است كه تسلط بر ساخت هاى زبانىِ داراى روابط درونى متراكم (زبان استعارى و شاعرانه) براى بسياري از مردم هرگز ممكن نمى شود! منش هاى منتقل شده در كودكان هم از اين محدوديت ساختار رمزگذارشان تبعيت مى كنند و معانى شفاف و روشن و سرراستى را در بر مى گيرند.
[[منشها و مخاطبانشان]]




زبان كودكانه با ساختار ويژه اش از دو جنبه اهميت دارد. نخست آن كه به دليل روابط درونىِ شفافش، و زودفهم بودنش، مى تواند منشهايى با اندازه ى بزرگ - و همچنان مفهوم - را در دل خود توليد كند. اين منشهاى بزرگ، به دليل شيوهى خطىِ انتقال معنايشان، مىتوانند به
[[شیوه انتشار منشها]]
سادگى واگشايى شوند. تنها چيزى كه در رمزگذارى و رمزگشايى اين
منشها اهميت دارد، تسلط بر واحدهاى معنايى سازندهشان -
كليدواژگانشان - است. منظومهى اين واژگان مىتواند به تدريج تكامل يابد
و بسيار پرشمار و تخصصيافته شود.
دومين ويژگى مهم شيوهى كودكانه براى رمزگذارى منشها،
توافقپذيرى آن است. به دليل روشن بودن معناى نهفته در منشهاى اين
رده، تمام حامالنى كه آنها را رمزگشايى مىكنند به معناهايى نزديک به هم
مىرسند و تفسيرى مشابه از محتواى اين منشها به دست مىآورند.
اين دو ويژگى، شيوهى رمزگذارى كودكانه را به ابزارى كارآمد براى
صورتبندي منشهاى علمى تبديل كرده است. منشهايى كه مدعى تمايز
گذاشتن بين معناهاى درست و نادرست هستند، بايد در نهايت توافق
كنشگران انسانى را جلب كنند، و چنين توافقى تنها در ساخت زبان
كودكانه ممكن است.
تا عصر نوزايى، معناهاى موجود در حوزهى علم آنقدر كممايه و نزديک
به حوزههاى اخالق و هنر بود كه بازتعريف كردن دستگاهِ رمزگذاري
منشهاى آن ضرورت نداشت. اما با دميدنِ طليعهي نوزايى، منشهايى
پديدار شدند كه در نظامهاي مرسومِ قديمى قابل رمزگذارى نبودند و
معنايشان به راحتى مورد توافق قرار نمىگرفت. پس نياز به روشی براي
رمزگذارى معانی احساس شد كه از ابهام و خطا پيشگيري نمايد.
فرانسيس بيكن يكى از نخستين كسانى بود كه اين زبان كودكانه را در زبان
انگليسی به كار گرفت. او كه، به نظر گروهى از اديبان، نويسندهى واقعى
آثار منسوب به شكسپير نيز هست در آثار فلسفی و علمیاش با شيوايی و
زيبايى زبان كودكانه را به كار برد و امكانات ناديده انگاشتهشدهى آن را
براى ديگران آشكار كرد.
از آن زمان تا كنون، نظام رمزگذارى كودكانه، در جريان روندى
تشديدشونده، ساختار درونى خود را تا پايهاى شگفتانگيز پيچيده ساخته
است. اين پيچيدگى، چنان كه گفتيم، تنها از زاويهى تعداد كليدواژگان و

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۴۲