لزوم نوشتن دوباره‌ی اسطوره‌شناسی ایرانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «امروز باید اسطوره‌شناسی ایرانی را از نو نوشت. بدان دلیل که شاید برای نخستین ...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۲: خط ۱۲:


از این روست که باید ادبیاتمان، نسخه‌های خطی‌مان، اشعارمان، مناسک و آدابمان، و باورهایمان را از دورترین روزگار تا به امروز باز خواند و باز فهمید و از میانش دست به گزینش زد. از این روست که باید شیوه‌های گوناگونِ ظهور تقدس در این نظام اجتماعی دیرپا و دوربرد را همدلانه فهمید و پژوهشگرانه تحلیل کرد. این «باید» هم به ضرورتی فنی و عملیاتی و اجرایی اشاره دارد، هم به اجباری نظری و دانشگاهی و تا حدودی اخلاقی، برای آن‌که هویت نوین ایرانیان، تا حد امکان نیرومند و منسجم و چندسویه و فراگیر و چالاک باشد.
از این روست که باید ادبیاتمان، نسخه‌های خطی‌مان، اشعارمان، مناسک و آدابمان، و باورهایمان را از دورترین روزگار تا به امروز باز خواند و باز فهمید و از میانش دست به گزینش زد. از این روست که باید شیوه‌های گوناگونِ ظهور تقدس در این نظام اجتماعی دیرپا و دوربرد را همدلانه فهمید و پژوهشگرانه تحلیل کرد. این «باید» هم به ضرورتی فنی و عملیاتی و اجرایی اشاره دارد، هم به اجباری نظری و دانشگاهی و تا حدودی اخلاقی، برای آن‌که هویت نوین ایرانیان، تا حد امکان نیرومند و منسجم و چندسویه و فراگیر و چالاک باشد.
<small>وکیلی، شروین. ''اسطوره‌شناسی ایزدان ایرانی''. نشر شورآفرین، تهران، ۱۳۹۵ (۱۵-۱۳)</small>

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژوئن ۲۰۱۷، ساعت ۱۷:۴۸

امروز باید اسطوره‌شناسی ایرانی را از نو نوشت. بدان دلیل که شاید برای نخستین بار، بختِ درآمیختن دو نگاهِ از بیرون و از درون فراهم آمده است. برای نخستین بار، آشوب اجتماعی و هرج و مرج فرهنگی بدانجا رسیده که بخش مهمی از ایرانیان -این ملتِ کهنسالِ همواره دیندار- دیگر به شکلی سنتی به نمادهای قدسی خویش پایبند نیستند. در عین حال، به لطف ابزارهای مدرن تولید و انتشار منش‌ها، دسترسی همگان به برداشت‌ها و نوشتارها و متون علمی امکانپذیر است. برای آن گروهی از اندیشمندان ایرانی که علاقه و نیازی برای دستیابی به منظری عقلانی و منظم احساس می‌کنند، امکان جذب استخوانبندی دانش اروپایی فراهم آمده، و آشوب مشابهی که در نظام ارزشی غربِ مدرن و در لایه‌ی نخبگان وجود دارد، نقد کردن و بازسازی کردن این چارچوب مدرن را هنگام وام گرفتنش ممکن ساخته است.


برای نخستین بار، می‌توان اندیشه‌ی نظام‌ساز، بی‌طرف، بیرونی، دقیق، متکی به داده‌های مستند، و دانشورانه‌ی غربی را وام گرفت، بی آن‎که در آن حل شد، و بی آن‎که از نقدهای خویش در موردِ مبانی آن چشم‎پوشی کرد. اکنون این امکان وجود دارد که دلبستگی ایرانی خویش به نمادهای خویش را همچون اشتیاقی و محرکی به کار بگیریم و شورِ هویت‌یابی و هویت‌جویی را تصاحب کرده و مدیریتش کنیم، بی آن‎که به اصلی بچسبیم و درباره‎ی نمادی تعصب داشته باشیم. برای نخستین بار، در زمینه‎ی آشوبی که هزینه‎هایی چنین سنگین و لطمه‎هایی چنین جبران‎ناشدنی را برای جامعه‎ی ما به همراه داشته است، می‎توان درباره‎ی خود و اساطیر خویش اندیشید، بی آن‎که در بندِ حرمت‌های بومی و ارزیابی‎های غرب‎مدارانه گرفتار ماند.


امروز باید اسطوره‌شناسی ایرانی را از نو نوشت. چون در این آشوب برخاسته در هنگامه‌ی خطا و ریا، هر باوری و هر چشم‌اندازی به اسطوره تبدیل شده است. هر نماد قدسی‌ای به موضوع دانش اسطوره‌شناسی تبدیل شده، و هر باور و اصلی تردیدپذیر و شک‌کردنی می‌نماید. در این سردرگمی معمولاً تحمل‌ناپذیر، اندیشمندان می‌توانند بنشینند و بیندیشند و دژی از معنا را پی‌ریزی کنند که همگان دیر یا زود باید بدان پناه برند. در این شرایط است که می‌توان باورهای بومی را تراشید و اصلاح کرد و بازساخت، و چارچوب‌های مدرن وام‌گیری شده را نقد کرد و بازخواند و نسخه‌هایی خودساخته از آن را جایگزینش کرد. اکنون، زمانی است که ارتقای هماهنگِ آن نگاه مدرن و این برداشت ایرانی، همزمان و پا به پای هم، ممکن شده است.


امروز باید اسطوره‍شناسی ایران را از نو نوشت، چون ما وارثان هویتی رو به تباهی و نظامی از معناهای رنگارنگ و غنی و پیچیده هستیم که به سرعت ناخوانده و نامفهوم می‍شود. ما برای بازسازی هویت خویش، و برای بازتعریف آنچه هستیم، به فهمیدن گذشته‌ی خویش نیاز داریم. تبارشناسی آن معانی‌ای که در اختیار داریم، ضرورتی است برای معناهایی که قرار است باقی بمانند. وارسی پیامدها و شاخه‌زایی‌هایی منقرض شده‌ی نمادها و معناهایی که از یاد رفته‌اند، ادای دینی است به منش‌هایی که قرار است به دخمه‌ی گنجینه‌ها و کتابخانه‌ی دانشگاه‌ها سپرده شوند. ایرانیان بارها در آشوب‌هایی از این دست هویت خویش را باز ساخته‌اند، و این بار نیز چنین خواهند کرد. باز شناختنِ سیر دگردیسی باورهایی که به نوعی با امر قدسی پیوند دارند، ضرورتی است برای آن‌که این بازسازی تازه، عقلانی و سنجیده و کارآمد و دیرپا از آب درآید.


از این روست که باید ادبیاتمان، نسخه‌های خطی‌مان، اشعارمان، مناسک و آدابمان، و باورهایمان را از دورترین روزگار تا به امروز باز خواند و باز فهمید و از میانش دست به گزینش زد. از این روست که باید شیوه‌های گوناگونِ ظهور تقدس در این نظام اجتماعی دیرپا و دوربرد را همدلانه فهمید و پژوهشگرانه تحلیل کرد. این «باید» هم به ضرورتی فنی و عملیاتی و اجرایی اشاره دارد، هم به اجباری نظری و دانشگاهی و تا حدودی اخلاقی، برای آن‌که هویت نوین ایرانیان، تا حد امکان نیرومند و منسجم و چندسویه و فراگیر و چالاک باشد.


وکیلی، شروین. اسطوره‌شناسی ایزدان ایرانی. نشر شورآفرین، تهران، ۱۳۹۵ (۱۵-۱۳)