رده بندى بر مبناى ساخت معنايى: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


[[منشهاى شعرگونه]]  
[[منشهاى شعرگونه]]  


[[نبرد منشهای شعرگونه و علمی با یکدیگر]]
[[نبرد منشهای شعرگونه و علمی با یکدیگر]]
يكى از دلايل چيرگى منشهاى علمى بر عاطفى در جوامع مدرن، همين عدم [[قطعيت]] بالاى حاكم بر ارتباط معنايى بين افرادِ بيگانه است. درواقع، جدا شدن حوزه ى عمومى از خصوصى را در ابتداى شكل گيرى جوامع مدرن، مى توان به عنوان نمودى از اين غلبه تعريف كرد.
همزمان با [[شاخه زايى]] و گونه دزايى سريع در منشهاى علمى، [[فضاى حالت]] اين نوع ازمنشها نيز به سرعت بسط يافت و تنظيم مبادلات معنايى در بسيارى از سطوح جامعه را بر عهده گرفت. اين تبديل شدنِ كنشهاى علمى به [[جذب كننده]] هاى سيستم با رانده شدن منشهاى شعرگونه به قلمروهاى ذهنى تر و شخصى تر همراه بود، و اين همان بود كه حوزه ى خصوصى نام گرفت و منشهاى وابسته به حوزه هاى طرد شدهى هنر و اخلاق را در خود متمركز كرد.
غلبه ى منشهاى علمى بر شعرگونه، و چيرگی روندِ پردازش عقلانی بر [[عاطفى]]، به محورى شدنِ نقش علم در تنظيم رفتارهاي اجتماعى انجاميد، كه خود پيامد طبيعىِ [[مدرنيته]] بود و از شيوه ى خاص سازماندهى كنش ارتباطى در اين جوامع بر میخاست. تلاش هاى فيلسوفان و هنرمندان رمانتيست قرن نوزدهم و پيروان سياستمدارشان در قرن بيستم آن بود كه به شكلی محوريت منشهاى شعرگونه و سپهر [[عاطفی- هيجانی]] را احيا كنند. به اين شكل بود كه رمانتيسم در شعر و نقاشی و فلسفه ي قرن نوزدهم ظهور كرد، و پس از يک قرن به ظهور دولت هاي فاشيست در اروپا منتهی شد. اين جريان در خوش بينانه ترين حالت، اشتباهى بود كه از ناديده گرفتن ماهيتِ منشهاى شعرگونه و پيچيدگى جوامع مدرن ناشى مى شد. در بدترين حالت، آن را بايد سوءاستفادهاي منظم دانست از نيازهاي روانی توده هاي مردمِ تازه شهرنشين شده، كه با فقر و قحطیِ منشهاي شعرگونه روبه رو بودند و به ژرفاي سپهر نمادين و معنايیِ ناشناخته اي به
نام علم مدرن پرتاب شده بودند.


چگونگى بسطِ سيطره ى منشهاى علمى بر كنشهاى ارتباطىِ جوامع مدرن، موضوعى جذاب و دلكش است كه نوشتارى ديگر را مى طلبد. در اينجا اشاره به يک نكته ى واپسين بسنده است، و آن هم اين كه گذار حالت هاى مورد توجه جامعه شناسان كلاسيک در [[نظريه ي منشها]] به شكلى تازه قابل وارسى است. تبديل نظم ارگانيک دوركهيمى به نظم مكانيكی، تبديل اجتماع تونيِس به جامعه، غلبه ى عقلانيت ابزارى بر عقلانيت سنتى در آثار وبر، و چيرگى سرمايه دارى بر نظام خانخانى در آثار ماركس، صورتبندي هاى همريختى از همين پديده هستند و مى توانند با چارچوب نظريِ پيشنهادي مان به خوشه هايى از منشهاى مرتبط به هم تجزيه شوند و مورد تحليل تاريخى قرار گيرند.





نسخهٔ ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۱:۰۰

سادگى منشها

منشهای علمی

زبان كودكانه

زبان علمى

منشهاى شعرگونه

نبرد منشهای شعرگونه و علمی با یکدیگر


ب( اثر بر ساير منشها: اين كه يک منش در سطح فرهنگ چه ارتباطاتى را با منشهاى ديگرِ همسايهاش برقرار كند، توسط عاملى به نام درجهى همخوانی تعيين مىشود. منشهارا مىتوان بر حسب درجهى همخوانیشان بر طيفى جاى داد كه دو انتهاى آن را قطبهاى خودكامگى و روادارى اشغال كردهاند. براى ساده شدن بحث، نمونهاى از منشهاى منسوب به اين دو قطب را به عنوان نقاطى حدى در نظر مىگيريم. بر مبناى تمايز ساخت معنايى اين دو منش مىتوان طيفى را فرض كرد كه در ردهبندى منشها هم كاركرد داشته باشد. منش خودكامه، در افراطىترين بيان، آن منشى است كه حضور هيچ منش ديگرى را در مغزِ حامل خود تحمل نكند. ناگفته پيداست كه اين تعريف فرضى است و هيچ منشى با اين درجه از خودكامگى وجود ندارد، اما قصدمان از تعريف چنين منشى، نشان دادن حالتى حدى از اندركنش منشها با هم است. دستور منش خودكامه طوري است كه گذشته از تشويقِ حامل براي تكثير كردن خودش، تكثير ساير منشها را مهار مىكند. منش خودكامهى مطلق، منشى است كه مىكوشد تا تنها همانندساز سپهر فرهنگى باشد. با توجه به اين كه سپهر فرهنگى شبكهاى از منشهاى متداخل در هم است و سطح روانشناختى هم تنها با درونى شدن بخشی از اين شبكه پايدار مىماند، هيچ منش خودكامهى مطلقى در انسانهاى سالم وجود ندارد. شايد شيزوفرنى كاتاتونيک حاد و حالت تفكر اجبارى و تكرارى در آن را بتوان به عنوان حالتى تجربى از حضور منشهاى خودكامهى خطرناک پذيرفت. آن داستانِ بورخس كه در آن انديشهي يک سكهي عادي تمام فضاي ذهنی راوي را اشغال میكند هم میتواند شكلی ادبی و خالقانه از منش خودكامه دانسته شود. اما معموالً منشها رفتاري تحملپذيرتر را در قبال ساير منشها از خود نشان مىدهند. خودكامهترين منشهايى كه در افراد سالم عادى ديده مىشوند، معموالً شعرگونه و ناخودآگاه هستند و منجر به بروز حالتى شهودى و اشراقى ناگهانى مىشوند كه در نتيجهى آن شبكهاى پيچيده ا