سطح جامعه شناختى: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:


:[[هنجار شدگی و جبرگرايى فرهنگى]]
:[[هنجار شدگی و جبرگرايى فرهنگى]]
[[نهاد متخصص انتقال منش]]




[[نهاد متخصص انتقال منش]]


پ( قشربندى اجتماعى و تمايز طبقاتى را نيز مى توان به كمک مفهوم منشها بازتعريف كرد.
معنا، و ساز و كارهاى رفتارىِ برآمده از آن، به دليل نقش مهمى كه در سازماندهى هنجارهاى اجتماعى دارند، مى توانند به عنوان جذب كننده هايى در فضاى حالت سطح اجتماعى در نظر گرفته شوند. تمام گرانيگاههاى رفتار اجتماعى، نقاط انباشت قدرت سياسى هم هستند. به همين دليل هممراكز توليد معنا در جامعه، توسط گروهى معدود از نخبگان فكرى اشغال
مى شوند كه با قدرت سياسى پيوند نزديكى دارند.




پ( قشربندى اجتماعى و تمايز طبقاتى را نيز مىتوان به كمک مفهوم
اصولا، چنان كه فوكو نيز به روشنى نشان داده است، معنا با قدرت پيوندى نزديک دارد. اين به آن معناست كه گرانيگاه هاى تعيين معنا در یک جامعه، مراكز انباشت قدرت هم هستند. در واقع، از وارسى سير تكامل نقشهاى اجتماعى چنين برمى آيد كه دو شيوه ى اصلىِ توليد قدرت در سطح اجتماعى وجود دارد:  
منشها بازتعريف كرد.
# توليد قدرت از راه محدود كردن و تغيير شكل دادنِ فضاى حالتِ رفتارى كنشگران (به كار بردن زور و مهار فيزيكىِ رفتار)
معنا، و ساز و كارهاى رفتارىِ برآمده از آن، به دليل نقش مهمى كه در
# توليد قدرت از راه محدود و بازتعريف كردن فضاى حالتِ معنايى افراد (تعريف و تكثير منش).
سازماندهى هنجارهاى اجتماعى دارند، مىتوانند به عنوان جذبكنندههايى
در فضاى حالت سطح اجتماعى در نظر گرفته شوند. تمام گرانيگاههاى
رفتار اجتماعى، نقاط انباشت قدرت سياسى هم هستند. به همين دليل هم
مراكز توليد معنا در جامعه، توسط گروهى معدود از نخبگان فكرى اشغال
مىشوند كه با قدرت سياسى پيوند نزديكى دارند.
اصوالً، چنان كه فوكو نيز به روشنى نشان داده است، معنا با قدرت  
. اين به آن معناست كه گرانيگاههاى تعيين معنا در 212 پيوندى نزديک دارد
يک جامعه، مراكز انباشت قدرت هم هستند. در واقع، از وارسى سير تكامل  
نقشهاى اجتماعى چنين برمىآيد كه دو شيوهى اصلىِ توليد قدرت در  
سطح اجتماعى وجود دارد: توليد قدرت از راه محدود كردن و تغيير شكل  
دادنِ فضاى حالتِ رفتارى كنشگران )به كار بردن زور و مهار فيزيكىِ  
رفتار(، يا توليد قدرت از راه محدود و بازتعريف كردن فضاى حالتِ معنايى  
افراد )تعريف و تكثير منش(.

نسخهٔ ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۷:۴۹

روند اجتماعى شدن

هنجار شدن
هنجار شدگی و جبرگرايى فرهنگى

نهاد متخصص انتقال منش


پ( قشربندى اجتماعى و تمايز طبقاتى را نيز مى توان به كمک مفهوم منشها بازتعريف كرد. معنا، و ساز و كارهاى رفتارىِ برآمده از آن، به دليل نقش مهمى كه در سازماندهى هنجارهاى اجتماعى دارند، مى توانند به عنوان جذب كننده هايى در فضاى حالت سطح اجتماعى در نظر گرفته شوند. تمام گرانيگاههاى رفتار اجتماعى، نقاط انباشت قدرت سياسى هم هستند. به همين دليل هممراكز توليد معنا در جامعه، توسط گروهى معدود از نخبگان فكرى اشغال مى شوند كه با قدرت سياسى پيوند نزديكى دارند.


اصولا، چنان كه فوكو نيز به روشنى نشان داده است، معنا با قدرت پيوندى نزديک دارد. اين به آن معناست كه گرانيگاه هاى تعيين معنا در یک جامعه، مراكز انباشت قدرت هم هستند. در واقع، از وارسى سير تكامل نقشهاى اجتماعى چنين برمى آيد كه دو شيوه ى اصلىِ توليد قدرت در سطح اجتماعى وجود دارد:

  1. توليد قدرت از راه محدود كردن و تغيير شكل دادنِ فضاى حالتِ رفتارى كنشگران (به كار بردن زور و مهار فيزيكىِ رفتار)
  2. توليد قدرت از راه محدود و بازتعريف كردن فضاى حالتِ معنايى افراد (تعريف و تكثير منش).