پیر-جوان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «اصل سن: کالبد، سیستمی است که در مسیر زمان دستخوش دگرگونی میشود. بخشی از این د...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
اصل سن: کالبد، سیستمی است که در مسیر زمان دستخوش دگرگونی میشود. بخشی از این  
==='''اصل سن'''===
دگرگونی، به برنامههایی ژنتیکی باز میگردد که در قالب دورههای فیزیولوژیکِ پیاپی اجرا میشوند. برخی  
* [[تن - بدن|کالبد]]، [[سیستم]]ی است که در مسیر زمان دستخوش دگرگونی میشود.  
دیگر به تغییر شکل تن و دگردیسی کارکردی بدن زیر فشار عوامل محیطی مربوط میشود. ترکیب این عوامل،  
* بخشی از این دگرگونی، به برنامه هایی ژنتیکی باز میگردد که در قالب دوره های فیزیولوژیکِ پیاپی اجرا میشوند.  
به انباشت و رسوبگذاریِ تغییراتی در کالبد منتهی میشود که آن را سنِ فرد مینامیم. سن با شاخصهایی
* برخی دیگر به تغییر شکل تن و دگردیسی کارکردی بدن زیر فشار عوامل محیطی مربوط میشود.  
مانند درجهى بارورى، حجم اطالعات انباشتهشده در حافظه )میزان تجربه(، مهارت و توانمندى بدنى ارزیابی  
* ترکیب این عوامل، به انباشت و رسوبگذاریِ تغییراتی در کالبد منتهی میشود که آن را سنِ فرد مینامیم.  
میشود.
* سن با شاخص هایی مانند درجه ى بارورى، حجم [[اطلاعات]] انباشته شده در حافظه (میزان تجربه)، [[مهارت - تخصص - پیشه - منزلت|مهارت]] و توانمندى بدنى ارزیابی میشود.
 ِ توهم بیزمانی: نادیده انگاشتنِ برنامههای درونی یادشده یا چشمپوشی از تأثیر عوامل بیرونیِ فرساینده،  
 
به این توهم میانجامد که کالبد همواره شکلِ کنونی خود را خواهد داشت و دگرگون نخواهد شد.  
 
 تلهی کودکوارگی: انکارِ سن، باعث میشود تا خواستها و کردارهای من با شرایط زیستشناختیِ  
==='''توهم بی زمانی'''===
حاکم بر کالبدش که تحت تأثیر سن تعیین میشود، همخوانی نداشته باشد. در نتیجه من رفتارهایی را در پیش  
:نادیده انگاشتنِ برنامه های درونی یادشده یا چشم پوشی از تأثیر عوامل بیرونیِ فرساینده، به این توهم می انجامد که کالبد همواره شکلِ کنونی خود را خواهد داشت و دگرگون نخواهد شد.  
میگیرد که با توانایی و شرایط زیستی کالبدش سازگاری ندارد و باعث آسیب رساندن به وی میشود.  
 
 تلهی زَرمان: باور استوار به اینکه ترتیب و توالی و تأثیر عوامل مربوط به سن همواره ثابت و همسان  
 
هستند، باعث میشود تا من بر حسب وضعیتِ میانگین مردمِ هم ِسن خودش، خود را سالخورده و از کار  
==='''[[تله]] ی کودکوارگی'''===
افتاده فرض کند و به این ترتیب، از استفادهی بهینه از کالبدی که میتواند سالمتر و تواناتر از حالت میانگین  
* انکارِ سن، باعث میشود تا خواستها و کردارهای من با شرایط زیستشناختیِ حاکم بر کالبدش که تحت تأثیر سن تعیین میشود، همخوانی نداشته باشد.  
باشد، صرف نظر کند.  
* در نتیجه من رفتارهایی را در پیش میگیرد که با توانایی و شرایط زیستی کالبدش سازگاری ندارد و باعث آسیب رساندن به وی میشود.
راهبرد زَمیاد: بهینه ساختنِ روندهای سالخوردگی، که به مهار فرسودگیها و جلوگیری از آسیبها  
میانجامد، و از سوی دیگر از هر وضعیت بدنی و هر سنی باالترین کارآیی را استخراج میکند. مانند زمین،  
 
جوان شدن بعد از دورانی از فرسودگی و سستی.
==='''[[تله]] ی زَرمان'''===
باور استوار به اینکه ترتیب و توالی و تأثیر عوامل مربوط به سن همواره ثابت و همسان هستند، باعث میشود تا من بر حسب وضعیتِ میانگین مردمِ هم ِسن خودش، خود را سالخورده و از کار افتاده فرض کند و به این ترتیب، از استفاده ی بهینه از کالبدی که میتواند سالمتر و تواناتر از حالت میانگین باشد، صرف نظر کند.  
 
 
==='''[[راهبرد]] زَمیاد'''===
* بهینه ساختنِ روندهای سالخوردگی، که به مهار فرسودگیها و جلوگیری از آسیبها می انجامد، و از سوی دیگر از هر وضعیت بدنی و هر سنی بالاترین کارآیی را استخراج میکند.  
* مانند زمین، جوان شدن بعد از دورانی از فرسودگی و سستی.
 
 
==='''پرسش'''===
* نمودهای پیری در سطوح [[فراز]] چیست؟
* آیا برنامه ای ژنتیکی برای پیر شدن وجود دارد؟
* سودهای تکاملی پیر شدن در موجودی مانند انسان چیست؟
* آیا میتوان روندهای تأثیر سن بر کالبد را مهار یا مدیریت کرد؟
* آیا میتوان از افزایش سن و سالخوردگی همچون تدبیری برای بیشتر کردن کارآیی و مهارت و توانمندی استفاده کرد؟
 
 
==='''تمرین'''===
* نشانه های سالخوردگی را در خود تشخیص دهید.
* کدام بخش از آن [[ساختار]]ی و چه سهمی از آن [[کارکرد]]ی هستند؟
* چه بخشی از آن قابل پیشگیری یا مدیریت است؟

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۲:۰۹

اصل سن

  • کالبد، سیستمی است که در مسیر زمان دستخوش دگرگونی میشود.
  • بخشی از این دگرگونی، به برنامه هایی ژنتیکی باز میگردد که در قالب دوره های فیزیولوژیکِ پیاپی اجرا میشوند.
  • برخی دیگر به تغییر شکل تن و دگردیسی کارکردی بدن زیر فشار عوامل محیطی مربوط میشود.
  • ترکیب این عوامل، به انباشت و رسوبگذاریِ تغییراتی در کالبد منتهی میشود که آن را سنِ فرد مینامیم.
  • سن با شاخص هایی مانند درجه ى بارورى، حجم اطلاعات انباشته شده در حافظه (میزان تجربه)، مهارت و توانمندى بدنى ارزیابی میشود.


توهم بی زمانی

نادیده انگاشتنِ برنامه های درونی یادشده یا چشم پوشی از تأثیر عوامل بیرونیِ فرساینده، به این توهم می انجامد که کالبد همواره شکلِ کنونی خود را خواهد داشت و دگرگون نخواهد شد.


تله ی کودکوارگی

  • انکارِ سن، باعث میشود تا خواستها و کردارهای من با شرایط زیستشناختیِ حاکم بر کالبدش که تحت تأثیر سن تعیین میشود، همخوانی نداشته باشد.
  • در نتیجه من رفتارهایی را در پیش میگیرد که با توانایی و شرایط زیستی کالبدش سازگاری ندارد و باعث آسیب رساندن به وی میشود.


تله ی زَرمان

باور استوار به اینکه ترتیب و توالی و تأثیر عوامل مربوط به سن همواره ثابت و همسان هستند، باعث میشود تا من بر حسب وضعیتِ میانگین مردمِ هم ِسن خودش، خود را سالخورده و از کار افتاده فرض کند و به این ترتیب، از استفاده ی بهینه از کالبدی که میتواند سالمتر و تواناتر از حالت میانگین باشد، صرف نظر کند.


راهبرد زَمیاد

  • بهینه ساختنِ روندهای سالخوردگی، که به مهار فرسودگیها و جلوگیری از آسیبها می انجامد، و از سوی دیگر از هر وضعیت بدنی و هر سنی بالاترین کارآیی را استخراج میکند.
  • مانند زمین، جوان شدن بعد از دورانی از فرسودگی و سستی.


پرسش

  • نمودهای پیری در سطوح فراز چیست؟
  • آیا برنامه ای ژنتیکی برای پیر شدن وجود دارد؟
  • سودهای تکاملی پیر شدن در موجودی مانند انسان چیست؟
  • آیا میتوان روندهای تأثیر سن بر کالبد را مهار یا مدیریت کرد؟
  • آیا میتوان از افزایش سن و سالخوردگی همچون تدبیری برای بیشتر کردن کارآیی و مهارت و توانمندی استفاده کرد؟


تمرین

  • نشانه های سالخوردگی را در خود تشخیص دهید.
  • کدام بخش از آن ساختاری و چه سهمی از آن کارکردی هستند؟
  • چه بخشی از آن قابل پیشگیری یا مدیریت است؟