<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.soshians.net//index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%87%D8%A7%D9%89_%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87</id>
	<title>منشهاى شعرگونه - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.soshians.net//index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%87%D8%A7%D9%89_%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.soshians.net//index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%87%D8%A7%D9%89_%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-15T10:50:50Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.7</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.soshians.net//index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%87%D8%A7%D9%89_%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87&amp;diff=3275&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mehrdad.akhavan: صفحه‌ای جدید حاوی «با اين همه، زبان كودکنماى علمى تنها شيوه ى صورتبندي منشها نيست. راهبرد دومى ه...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.soshians.net//index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%87%D8%A7%D9%89_%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87&amp;diff=3275&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2022-05-21T21:00:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «با اين همه، زبان كودکنماى علمى تنها شيوه ى صورتبندي منشها نيست. راهبرد دومى ه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;با اين همه، زبان كودکنماى علمى تنها شيوه ى صورتبندي منشها نيست. راهبرد دومى هم وجود دارد كه با كم كردن تعداد واژگان و بالا بردن تراكم ارتباطات بيناواژگانى همراه است. اين راهبرد زيرمجموعه اى از منشها را در بر میگيرد كه حالتى استعارى، مبهم و &lt;br /&gt;
شاعرانه دارند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
كم بودن تعداد عناصر معنايى به كار گرفته شده در اين منشها به بسط دامنه ى معنايشان مى انجامد و اين همان عاملى است كه از سويى ارتباطات درونى غنى و چندسويه را ممكن مى سازد، و از سوى ديگر - به کمک همين عامل نخست - ابهام و چندمعنايى منش را رقم مى زند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشهاى شعرگونه از واحدهاى معنايى پيچيده (واژگانى مبهم) تشكيل شده اند، اما خودشان ساده تر از منشهاى گاه غول آساى علمى هستند، و فاقد سلسله مراتب بسيار و شاخه هاي انبوهِ آنان هستند. نظريه هاي علمی می توانند ميان شماري نامتناهی از منشهاي كوچک و روشن و دقيق همنشينی و تركيب ايجاد كنند، اما در مورد منشهاي مبهمِ شعرگونه چنين امكانی وجود ندارد. هر چه ابهام و تراكمِ ارجاع هاي درونیِ ميان نمادها در يک منش شعرگونه بيشتر باشد، معنايی بيش از پيش مستقل و كنده شده از زمينه را حمل خواهد كرد و چفت و بست شدنش به سايرمنشها دشوارتر خواهد نمود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منشهاى شعرگونه، به دليل ابهام درونى شان، در ميان كنشگرهاى انسانىِ متفاوت - بسته به زمينه ى منشهاى موجود در مغزشان - معانى &lt;br /&gt;
متفاوتى را ايجاد مى كنند. پس اين منشها كاركردِ ارتباطى چندانى ندارند و براى تنظيم كنش متقابل افرادى كه با زمينه ى ذهنى يكديگر آشنايى ندارند، ناكارآمد هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در جوامع سنتى و كشاورزى، كه تراكم جمعيت در شهرها و روستاها اندک بود و همه به شكلى با همديگر خويشاوند يا آشناى نزديک بودند، همين منشها براى تنظيم كنشهاى اجتماعى نيز بسنده می نمودند. اما با وقوع انقلاب صنعتى و پيچيده شدن جوامع انسانى، تراكم جمعيت درواحدهاى شهرى به قدرى بالا رفت كه آن اندركنش هاى عاطفىِ گذشته در زمينه اى از روابط [[عقلانی]] بين بيگانگان گم شد. استفاده از منشهاى شعرگونه براى انتقال معنا بين كنشگرانى كه با يكديگر آشنايى چندانى ندارند به بروز سوءتفاهم ها و برداشت هاى نادرستى مى انجامد و نظام اجتماعى را ناپايدار مى سازد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Mehrdad.akhavan</name></author>
	</entry>
</feed>