<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://wiki.soshians.net//index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C</id>
	<title>خودآگاهی - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://wiki.soshians.net//index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.soshians.net//index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-15T10:25:29Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.39.7</generator>
	<entry>
		<id>https://wiki.soshians.net//index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=499&amp;oldid=prev</id>
		<title>Keyvan Sarreshteh: صفحه‌ای جدید حاوی «&#039;&#039;خودآگاهى (Consciousness) شكلى از پردازش اطلاعات است كه در جريان آن سيستم بازنمايى ...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://wiki.soshians.net//index.php?title=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C&amp;diff=499&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2014-03-12T09:02:51Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «&amp;#039;&amp;#039;خودآگاهى (Consciousness) شكلى از پردازش اطلاعات است كه در جريان آن سيستم بازنمايى ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&amp;#039;&amp;#039;خودآگاهى (Consciousness) شكلى از پردازش اطلاعات است كه در جريان آن سيستم بازنمايى خودش از خودش را همچون محيط بازنمايى‌‏اش از محيط رمزگذارى مى‏‌كند.&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کتاب سیستمهای پیچیده (ص:180-181-182-183-184)&lt;br /&gt;
----&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سيستم|سيستمى]] كه محيط خارج را [[بازنمایی]] مى‏‌كند، بر مبناى [[همریختی|همريختى‏‌هاى]] تشخيص داده شده در ميانِ مشاهداتش، دست به [[تعميم]] مى‏‌زند، و بر مبناى اين تعميم‌ها [[انتظار|انتظارات]] خويش را تنظيم مى‏‌كند. راهبردى كه سيستم از آن پس در پيش مى‌‏گيرد، يكى از گزينه‏‌هایى است كه بر مبناى اطلاعات [[ساختار|ساختارى]] و [[كاركرد|كاركردىِ]] سيستم، پيشاروى سيستم قرار دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[سیستم خودزاینده|سيستم‏هاى خودزاينده‏‌ى]] ساده‏‌تر، در اين ميان تنها موقعيتى از خويش و محيط را بازنمايى مى‌‏كنند، و با توجه به الگوى ياد شده موقعيت موجود و مطلوب خويش را از آن استخراج مى‏‌كنند. اين سيستم‏ها از [[نماد|نمادها]] و [[معنا|معانى]] استفاده مى‌‏كنند، اما كاربرد آنها را به تنظيم خوشه‏‌هاى به هم مرتبطِ [[رخداد]] و [[كنش]] منحصر مى‏‌دانند. چنين سيستم‏‌هایى، نسبت به رخدادهاى محيط آگاه  هستند. [[آگاهی|آگاهى]]، عبارت است از بازنمايى نمادينِ خود و محيط در سيستم‏هاى خودزاينده، به شكلى كه تداوم فرآيندهاى منتهى به [[بقا]] در آنها ممكن شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برخى از سيستم‏هاى خودزاينده، چنان پيچيده شده‏‌اند كه برخى از زيرواحد‌هایشان به صورت نوعى سيستمِ مستقل و خودمختار عمل مى‏‌كند. [[رابطه بازگشتی|روابط بازگشتى]] در اين زيرواحدها به قدرى انبوه و تراكم اطلاعات در درون اين نظام‌ها به قدرى بالاست، كه رفتار [[زيرسيستم|زير سيستم]] را از كل سيستم منفك مى‌‏سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در صورتى كه چنين اتفاقى در مورد نظام نماد/معناها رخ دهد، زيرواحدى [[سیستم خودسازمانده|خودسازمانده]] و مستقل وظيفه‏‌ى بازنمايى محيط و درونِ سيستم را بر عهده مى‏‌گيرد. اين بدان معناست كه بخشِ نمادين/معنايىِ سيستم، همچون سيستمى مستقل عمل مى‏‌كند. سيستمى كه سيستمِ مادر -يعنى مجموعه‏‌ى بزرگترى كه اين نظام معنايى به صورت جزئى از آن عمل مى‏‌كند،- را همچون محيط مى‌‏نگرد، و آن را بدان شكل بازنمايى مى‌‏كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سيستم‏‌هایى كه زيرواحد نماد-معنايى‏‌شان چنين پيچيده باشد، علاوه بر بازنمايى نمادينِ محيط، خود را نيز بازنمايى نمادين مى‌‏كند. اين بدان معناست كه سيستم علاوه بر رمزگذارى پديده‏‌هاى استخراج شده از محيط، پديده‏‌هاى درونى سيستم را هم رمزگذارى مى‌‏كند. در چنين شرايطى، نمادها بار ديگر نمادگذارى مى‏‌شوند و معانى مرتباً بازتعريف مى‌‏گردند. اين امر، به تراكم خيره‌‏كننده‏‌ى روابط [[سیستم خودارجاع|خودارجاع]] در سيستمِ مخصوص بازنمايى مى‌‏انجامد. در اين شرايط، سيستم خود را همچون محيط &amp;quot;مى‏‌بيند&amp;quot; و &amp;quot;مى‏‌فهمد&amp;quot;. چنين سيستمى، خودآگاه است. خودآگاهى  شكلى از پردازش اطلاعات است كه در جريان آن سيستم بازنمايى خودش از خودش را همچون محيط بازنمايى‌‏اش از محيط رمزگذارى مى‏‌كند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سطحى از پيچيدگى كه تمايز ياد شده‏‌ى زيرواحد بازنماينده را ممكن سازد، به ظاهر، تنها در سيستم‏هاى زنده ديده مى‏‌شود. در ميان زندگان هم انسان تنها  سيستم شناخته شده‏‌ايست كه در خودآگاهى‌‏اش شكى نيست. ساير سيستم‏هاى زنده، با وجود رفتارهاى بسيار پيچيده‏‌اى كه از خود نشان مى‏‌دهند، از اين نظر مشكوك تلقى مى‌‏شوند. امروزه زيست‌‏شناسان اندكى هستند كه جانوران ديگر را خودآگاه تلقى كنند. يك دليلِ اين ترديد در بسيارى از دانشمندان، از يك خطاى فلسفى سرچشمه مى‏‌گيرد. اين خطا از آنجا ناشى مى‏‌شود كه سيستمِ خودآگاه، به دليل شيوه‏‌ى خاصى كه براى رمزگذارىِ خويش ابداع كرده، تنها سيستم‏هايى را خودآگاه مى‏‌شناسد كه با روشى شبيه به او خود را رمزگذارى كنند. به عنوان مثال، آدميان به كمك ابزارى نمادين به نام زبان جهان پيرامون خود را -و خود را- رمزگذارى مى‏‌كنند. بسيارى از دانشمندان معتقدند وجودِ زبانى با همين ويژگي‌ها براى خودآگاه بودنِ ساير جانوران ضرورت دارد. اين خطاى خودمحورانه گاه چنان تشديد مى‌‏شود كه گروهى از محققان برخى از جمعيت‌هاى انسانى را هم فاقد خودآگاهى تلقى مى‏‌كنند. مثلاً تا مدت‌‌ها تصور مى‌‏شد كودكان تا پيش از تسلط يافتن بر زبان خودآگاهى ندارند. حتى عصب شناس مشهورى به نام هيولينگز جكسن زمانى بر مبناى تحليل آثار هُمر ادعا مى‏‌كرد يونانيان باستان نيز خودآگاه نبوده‏‌اند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از ديد مدل مورد نظر ما، خودآگاهى رخدادى سيستمى است. يعنى به ابزار و لوازم خاصى كه سيستم به كمك آن خود را رمزگذارى مى‏‌كند ارتباطى ندارد. ممكن است سيستمى مانند انسان به كمك كدهاى صوتى اين كار را انجام دهد، و موجود ديگرى از علايم بويايى يا بينايى براى اين كار كمك بگيرد. بر اين مبنا، در مدل ما خودآگاهى منحصر به موجوداتى كه به زبان انسانى مجهزند، دانسته نمى‏‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شواهدى در تأييد ديدگاه ما وجود دارد. از سويى، برخى از جانوران مانند شامپانزه، گوريل و دولفين، در يادگيرى زبان انسانى به شكلى جالب توجه موفق عمل مى‏‌كنند. در عمل، زبان مشترك و مصنوعىِ ابداع شده براى ارتباط با دلفين‌ها، توسط دلفين‌ها سريعتر آموخته مى‏‌شود تا آدميانى كه هم‏نوعانشان طراح اين زبان بوده‏‌اند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از سوى ديگر، زنبورها را هم داريم كه زبانِ انتزاعى و پيچيده‏‌اى بر مبناى علايم بينايى و شنوايى دارند. اين حشرات با الگوى بال زدن و رقصيدنشان در محيط كندو مى‌‏توانند اطلاعات دقيقى را در مورد مكان يك منبع غذا به همسايگانشان منتقل كنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
يك آزمايش ديگر، كه استقلال خودآگاهى از زبان را نشان مى‏‌دهد، به شامپانزه مربوط مى‌‏شود. مى‌‏دانيم كه اگر آينه‌‏اى را جلوى جانورى مانند گربه بگيريم، توهمِ رويارويى با جانورى ديگر را در او ايجاد مى‌‏كنيم. بيشترِ ما فيلم‌هاى بامزه‏‌ى زيادى از گربه‏‌هايى كه با عكسشان در آيينه بازى مى‏‌كنند ديده‏‌ايم. اين نمودى آشكار از آن است كه جانور خود را همچون عناصر محيطى رمزگذارى نمى‌‏كند، وگرنه موفق مى‏‌شد تصوير ذهنىِ خودش از خودش را با انعكاس خويش در آيينه تطبيق دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما شمپانزه‌‏ها در برابر آيينه رفتارى ديگر از خود نشان مى‏دهند. شامپانزه‌‏ها هم مانند آدميانى كه در عمرشان آيينه نديده باشند، نخست از ديدن تصوير خود در آن جا مى‏‌خورند، اما خيلى زود به آن عادت مى‏‌كنند. اگر روى صورت يك شامپانزه لكه‏‌اى رنگى بكشيم، و آيينه‌‏اى به او نشان دهيم، حيوان لكه را از روى صورت خودش پاك مى‏‌كند، نه صورت تصويرش!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين بدان معناست كه شامپانزه به نوعى بازنمايى ذهنى خود را با آنچه كه در آيينه مى‌‏بيند تطبيق مى‌‏دهد، و اين به معناى هم‏نوع بودنِ بازنمايى خويش و تصوير خويش در آيينه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از برخى جهات، منحصر بودنِ خودآگاهى به انسان نامعقول مى‏‌نمايد. هرچند آدمى صاحب پيچيده‌‏ترين مغزِ شناخته شده در جهان است، اما اين پيچيدگى به حدى نيست كه تغييرى چنين عظيم را توجيه كند. داروين جمله‌‏ى مشهورى دارد كه مى‏‌گويد: تفاوت ميان انسان و ساير جانوران تنها تفاوتى كمى و نه كيفى است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دانشمندانى كه اين جمله را قبول ندارند، بيش از هرچيز بر خودآگاهى به عنوان تمايزى كيفى اشاره مى‏‌كنند. با اين همه، شواهدى وجود دارد كه اين تمايز را كمرنگ مى‏‌سازد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به لحاظ كاركردى، چنين مى‏‌نمايد كه تمام جانورانى كه به صورت اجتماعىِ پيشرفته زندگى مى‌‏كنند، بايد قدرت بازنمايى خود را به مثابه بخشى از محيط داشته باشند. وگرنه هماهنگى رفتارهايشان با كليت جامعه و همنوعانشان ناممكن مى‌‏شود. اگر اين قول را بپذيريم، بايد انتظار داشته باشيم شكلى از خودآگاهى در جانورانى مانند مورچگان و موريانگان هم وجود داشته باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اينها البته، همه گمانه‏‌زنى‏‌هايى غيرقطعى است، كه براى رفع ابهام به شواهدى بسيار بيشتر نياز دارد.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
آگاهى، عبارت است از بازنمايى نمادينِ خود و محيط در سيستم‏هاى خودزاينده، به شكلى كه تداوم فرآيندهاى منتهى به بقا در آنها ممكن شود.&lt;br /&gt;
خودآگاهى شكلى از پردازش اطلاعات است كه در جريان آن سيستم بازنمايى خودش از خودش را همچون محيط بازنمايى‏‌اش از محيط رمزگذارى مى‏‌كند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خودآگاهى به سطحى از پيچيدگى نيازمند است كه تنها در دستگاه عصبى جانوران يافت مى‏‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: کلیدواژه]] [[رده: نظریه سیستم‌های پیچیده]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Keyvan Sarreshteh</name></author>
	</entry>
</feed>